| [ بستن ] |
|
نرم نرمک می رسد اینک ...
نوشته شده توسط نسرین در يكشنبه 27 اسفند 1385
بوی باران،بوی سبزه، بوی خاک فریدون مشیری دکتر کچوییان و فمینیسم!
نوشته شده توسط نسرین در چهارشنبه 2 اسفند 1385
توی این دانشکده اسم دکتر کچوییان را جلوی هر کس که بیاوری واکنش شبیه به واویلا از خودش استخراج می کند.شمار کسانی که اقلا یک ترم مشمول نمره های زیر ده و حتی زیر پنج و شش این بزرگوار قرار گرفته اند کم نیست. خیلی هام به خاطر اعتقادات این آدم که انگار به شدت سنت گرا و مذهبی است با او مشکل دارند و ... اما در عین حال، همه از استاد و دانشجو به بسیار با سواد بودن این استاد معترفند.شاید به خاطر این چیزها بود که خیلی کنجکاو شده بودم و در عین حال ترس برم داشته بود برای حضور در کلاس هایش. یکشنبه اولین جلسه درس نقد نظریه های فمینیستی برگزار شد. عکس انتظاری که داشتم خیلی خوش رو در کلاس ظاهر شد و جو کلاسش هم تا آن جا که من دیدم خیلی باز و آزاد بود. من حس خودسانسوری نداشتم.طرح درسی که داریم از این قرار است که نظریه های فمینیستی، لیبرال، مارکسیست، سوسیالیست، رادیکال، روان کاوانه و در نهایت هم اگر برسیم پست مدرن و اسلامی می خوانیم و نقدشان می کنیم. البته تا هر جا که برسیم. با توجه به چیز هایی که شنیده بودم که مثلا درس نظریه هایش را به خاطر آزادی بحث های کلاسی تا کنت بیشتر نرسیده که بگوید، پیشنهاد دادم که به جای پرداختن به انواع قدیمی تر نظریات که هم سر کلاس های مختلف درباره اش کم و بیش شنیده ایم و هم می شود درباره اش کتاب پیدا کرد برای خواندن، نظریات جدیدتر مثل پست مدرن را که هم ثقیل ترند و هم موضوعیت بیشتری دارند برای ما بخوانیم. که با تهدیدهای ضمنی استاد که خیلی هم خوب است اگر بنا را بگذاریم بر این که شما آن نظریات را بلدید و جدیدها را بخوانیم؛ اما خوب در امتحان از شما سوال می شود درباره شان. خودم هم اگر خیلی آدم ثابت قدمی بودم چپ چپ و پچ پچ دوستان که بدجور من را نشانه گرفته بودند مانع می شد به اصرارم ادامه بدهم.بعد از یک سری بحث های مقدماتی درباره شیوه امتحان و مقاله هایی که باید ارائه کنیم، مختصری درباره ماهیت فمینیسم بحث شد.دکتر بحثش را این طور شروع کرد که: "فمینیسم، از جهات متعددی یکی از اعجاب های جهان علم است. چرا که از یکک جریان سیاسی اجتماعی شروع کرده و ظرف مدت کوتاهی به جایی رسیده که با یک منطق قابل طرح، خواستار تغییر کل جهان و کل جهان علم است. حتی تا آن جا پیش رفته که به کل ذهن بشری انتقاد می کند و خواهان تغییر آن است." بعد استاد این جریان را با مارکسیسم مقایسه کرد که با وجود دولت ها و قدرت های حامی به این حد از عمق در نظریاتش نرسید و در نهایت هم موفق به تغییر چیزی در جهان نشد. اما فمینیسم که تنها سی سال از آکادمیک شدن مباحثش می گذرد علاوه بر موضوع مورد نظرش، زنان، تمام حوزه ها از جمله علم و دین و معرفت شناسی را زیر سوال برد. اما فمینیسم چیست؟این سوالی است که از مدت ها پیش می خواستم در وبلاگ مطرح کنم تا همه در پیدا کردن جواب برای این سوال کمکم کنند. این سوال در کلاس مطرح شد. باز نقل قول می کنم از زبان استاد که: " ما اگر قرار باشد فمینسم را بفهمیم، ارزیابی و نقدش کنیم، اول باید ببینینم چه جایگاه و چه مفهومی برایش در نظر میگیریم. باید حقیقت و چیستی آن را مشخص کنیم تا تکلیف ما دربرابرش مشخص شود."فمینیسم دو جریان کلی داشته؛ یکی جریانات و جنبش های اجتماعی و سیاسی و دیگر جریان نظری؛ که جریان نظری هم از نظریات درباره مسائل و مشکلات زنان آغاز شده و سیری را پشت سر گذاشته تا امروز که نظریاتی درباب معرفت شناسی و ساختار ذهن مطرح می کنند. استاد معتقد بود دشواری و اشکالات در تعیین جایگاه فمینیسم نه تنها در موقعیت ها و اثرات ویژه ای است که داشته بلکه حتی در اصل وجودی و حقیقت آن هم ما با نوعی تنوع و تکثر روبروییم . صرف نظر از این تنوع هم قابل تعریف نیست. مباحثی هم مطرح کرد ردباره نسبیت و بی بنیانی نظریات فمینیستی که من بیشتر به نظرم می رسید که اشکالاتی که مطرح می کند در درجه اول و بیشتر به پست مدرنیسم ارتباط پیدا می کند...سوال کردم اگر قرار باشد این طور انتقاد کنیم، آیا این اشکال را به همه مکاتب نمی شود تسری داد؟ مارکسیسم را مثال زدم که حتی مارکس در اواخر عمرش گفت من مارکسیست نیستم. و یا حتی جریان های مذهبی و دینی؛ مثلا آیا همین اشکال را به مکتبی مثل اسلام نمی شود وارد کرد وقتی از انواع سنتی آن تا اسلام گرایی های جدید و تحت تاثیر مباحث روشن فکری بخواهیم بحث کنیم.
جواب استاد این بود که در همه این مکاتب با تمام تکثر و تنوعی دارند باز می شود یک اصل مشترک پیدا کرد. او هم اسلام را مثال زد که ورای تمام انواعش باز همه در اعتقاد به یک خدایی که منشا هستی است مشترکند. [این جواب قانعم نکرد] بعد گفت اما اگر ما درباره اقسام فمینیسم هم بگوییم که موضوع مورد بحث همه آن ها زن است، باید ببینیم حالا زن چیست؟ آیا می شود تعریف واحدی از "زن" بین آن ها پیدا کرد؟ و بعد شکل های رادیکال تفکر فمینیستی را مثال زد که حتی بیولوژی و فیزیک زن را به عنوان یک واقعیت زیر سوال می برند و ... این بحث در کلاس ادامه پیدا کرد و در نهایت بنا شد تحقیق کنیم و ببینیم فمینیسم و جایگاه و موقعیت مباحث مربوط به این بحث کجاست؟ دیروز بامریم عزیز درباره کلاس و نظرات دکتر کچوییان که حرف می زدم اصطلاحی را مطرح کرد از ویتکنشتاین دوم با عنوان شباهت های خانوادگی، که بحث خیلی جالبی بود. کاش خودش بیاید و این مفهوم و اصطلاح را همان جور که برای من گفت این جا یا چه بهتر که در وب خودش با تفصیل بیشتر توضیح دهد.
خیلی مایلم که از کمک های دوستان هم در این باره استفاده کنم. نظر شما درباره تعریف و ماهیت مفاهیم زن و فمینیسم چیست؟ لیست صفحات ::
1
|
|